469 - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 21:41
به خاطر هيچي خون بپا شد همش تقصير من بود، من هرزه جاكش پفيوز لجباز كاش لال ميشدي پاهات قطع ميشد بري؟ ميمردي بري؟ خدا لعنتت كنه تا روزي كه زنده ام تا اون لحظه اي كه نفس ميكشم ديشبو يادم نميره... هركار مامان بگه ميكنم هرجا اونبگه ميرم من گه بخورم حرفي بزم بميرم الهيxa0
470 - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 21:41
روزاي تخمي همينجور دارن تخمي تر ميشن دريغ از به ذره بهبود اوضاع من از پريروز ميناليدم!!!! ديروز عن بارون تر از هميشه بود گه ميباريد تو سرم... اي ريدم تو اين زندگي كه من دارم + پنجشنبه با دوستام رفتم بيرون خيلي خوش گذشت خنديدمو خنديدم. از شدت خنده دلم درد گرفته بود، نفسمدرنميومد ديگه كه البته همه اون...
471 - تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 21:41
خدا رو شكر اوضاع به حالت قبل برگشت خيلي بد بود فاجعه من ترسم از اين بود يه اتفاق بد و جبران ناپذير بيفته كه تا آخر عمر آتيشش خاموش نشه... خدا به خير كرد... + خدا بلا رو از سر همه دور كنه. الهي آمين
461 - تاریخ: 1396/6/9 ساعت: 19:05
آیا چیزی مزخرف تر از زندگی هست؟! دلم خیلی شکسته. من هیچ وقت دوست ندارم با کسی رو به رو بشم. چون هرکسی منو ببینه شروع میکنه به سوال کردن. درست چی شد؟ کار میکنی یا نه؟ ازدواج کردی؟ نمیخوای کار کنی؟ حوصلت سر نمیره؟ به شما چه ربطی داره آخه؟ مشکلی داری با اینا؟ اگه تمامشون مرتفع بشه شما مشکلت حل میشه؟ با...
462 - تاریخ: 1396/6/9 ساعت: 19:05
هنوز زندگی به طرز مزخرفی ادامه داره...داشتم با یکی از دوستام حرف میزدم، میگفت ناراحت نباش بالاخره یه روزای خوبی هم میرسه که توش خوشحالی. اما من یه فکر دیگه میکنم، من فک میکنم روزای خوبی که خوشحال بودم، اومده، گذشته و رفته؛ و دیگه قرار نیست هیچ وقت روز خوبی شروع بشه... xa0
463 - تاریخ: 1396/6/9 ساعت: 19:05
[unable to retrieve full-text content]حرفای تخمی روزای تخمی شبای تخمی کارای تخمی دست و پا زدنای الکی و بی نتیجه... گه تو این زندگی
464 - تاریخ: 1396/6/9 ساعت: 19:05
امروز رفتم حمام كه يكم آب بريزه رو سرم بلكه اين فكرا و نگرانيا رو با خودش بشوره ببرهبدتر شدم! خيلي عصباني بودم، راهي نداشتم كاري نميتونستم بكنم كه از عصابنيتم كم بشه. يه دسته از جلوي موهامو گرفتم خييييلي كوتاه كردم تا بالاي ابرو جيگرم خنك شد. زشت شدم اما وقتي خودمو تو آينه نگا ميكنم ميگم ارزششو داشت...
465 - تاریخ: 1396/6/9 ساعت: 19:05
[unable to retrieve full-text content]به اين مهندسِ پيام دادم جواب نداد دوبارم زنگ زدم باز هم جواب نداد چيكار كنم منِ بدبختِ فلك زده خاك تو سر؟!!!!
451 - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:07
واي خدا چقد خوبه كشورم به من به عنوان يه زن خيلي ارزش و احترام ميذاره... هميشه به حق و حقوقم اهميت ميدهمثلا شوهر ميتونه بدون هيچ دليل زنشو طلاق بده اما زنش اگه بخواد طلاق بگيره بايد علت طلاقو ثابت كنه به دادگاه. نميتونه از بچش نگهداري كنه. اصلا بچه مال زن نيست!! مال مرده. توي همه استخداما نوشته فقط ...
452 - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:07
[unable to retrieve full-text content]اعصابم بهم ريخته از نظر روحي شرايط خوبي ندارم... xa0
453 - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:07
[unable to retrieve full-text content]يه مقداري بهترم... خودمو گول زدم، مثل هميشه. تا بالاخره قبول كردم. xa0
454 - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:07
[unable to retrieve full-text content]خب خيلي بده احساس اضافه بودن بكني... الان دقيقاً من توي خونه همين احساسو ميكنم... دلم ميخواد نبودم. خسته شدم.xa0
455 - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:07
[unable to retrieve full-text content]سرم از درد داره منفجر ميشه دوتا ژلوفن خوردم، هنوز خوب نشدم... از شدت سردرد يه مقداري حالت تهوع دارم
456 - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:07
رابين ويليامز سه ساله كه مرده؟؟؟؟؟!!!!!!واقعاً سه سال گذشت؟!!! حقيقتاً فكرشو نميكردم سه سال پيش خودشو كشته! من فك ميكردم پارسال بود متعجبم از گذر زمان!!
457 - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:07
اعتقاد من اينه كه ازدواج نكردن خيييييلي بهتر از يه ازدواج ناخوشاينده. اينكه فقط براي اينكه بگن فلاني هم ازدواج كرد...xa0 بدترين اتفاق ممكنه... بيشتر دخترا حتي وقتي ناراضي هستن تن به ازدواج ميدن... دردناكه... خيلي دردناك
458 - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:07
امروز عااااالي بود خيلي عالي. با دوستاي دوران راهنمايي رفتم بيرون. كافي شاپو گذاشته بوديم رو سرمون اونقدر كه خنديديم و حرف زديم تقريبا بعد از ده دوازده سال همديگه رو ديديم. خيلي صميمي و گرم بوديم باهم برخلاف چيزي كه انتظار داشتم... يكي از بهترين روزاي عمرم بود. صميمي ترين دوست دوران دبستان راهنمايي ...
459 - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:07
وقتي به زندگي خودت نگاه ميكني و ميبيني به هيچي نرسيدي... وقتي كه شدي مثل پيرزناي دوره رضاشاه، بدون هيچ عرضه اي، بدون هيچ تخصص و هنري... ميتوني هدفي داشته باشي واسه ادامه! وقتي ميبيني دونه دونه آدماي اطرافت دارن يه ماري ميكنن واسه زندگيشون و فقط تو هستي كه نشستي بدون حركت، فلج... وقتي ميشنوي اون يكي ...
460 - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:07
لاكامو پاك كردم، حموم رفتم، تصميم گرفتم، اما نشد.دلم نماز خوندن ميخواد، دلم آرامش بعد از نماز مغربو ميخاد كه احساس سبك بودن به آدم دست ميده. هميشه بعد از نماز مغرب خيالم راحت ميشد كه همه كارامو امروز كردم و نمازامو خوندم. وقتي نماز مغرب تموم ميشد و جانمازو جمع ميكردم احساس ميكردم يه باري از دوشم برد...
چهارصد و ده - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 4:44
مهم نيست اون خانمايي كه رفتن ورزشگاه كيا بودن، اونها خانم هستن مهم اينه... دنبال اين نباشيم كه كيا بودن. مهمترين چيز خانم بودن اونهاست. جنسيت ماست كه ترس ميندازه تو جون همه اين نره خراي كشور...
چهارصد و چهار - تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 21:37
حقيقتاً خيلي نگرانم و صد البته ترسيدم... هرچي ميكشيم از دست اسلام و عرباس... من كه خودم مسلمونم از اسلام ميترسم، ديگه برسه به اروپايياي بيچاره ترسو... معلوم نيس كار كي بوده، اما به نظرم داعش زياد كاري به سياست نداره، بيشتر ميره توي جمعيت و مردم معنولي رو منفجر ميكنه. اگر داعش بود جاي بهتري واسه تركو

برچسب‌های مرتبط

دویست و پنجاه فیلم برتر | دویست و پنجاه هزار ریال | دویست و پنجاه میلیون ریال | دویست و شش | دویست و شش صندوق دار | دویست و سی و پنجمین جلسه شورای عالی کار | دویست و شش تیپ دو | دویست و هفت | دویست و شش تیپ پنج | دویست و شش اس دی