بدتر شدم!
خيلي عصباني بودم، راهي نداشتم كاري نميتونستم بكنم كه از عصابنيتم كم بشه.
يه دسته از جلوي موهامو گرفتم خييييلي كوتاه كردم تا بالاي ابرو
جيگرم خنك شد.
زشت شدم
اما وقتي خودمو تو آينه نگا ميكنم ميگم ارزششو داشت.
بايد اين عصبانيت يه جوري فروكش ميكرد
اصولا من گوشي رو پرت ميكنم رو زمين، اما ديگه اين گوشيمو نميشد كاري كنم.
بايد به خودم آسيب ميزدم
تمام حرف های نگفته ام...ما را در سایت تمام حرف های نگفته ام دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 202