1074
-
تاریخ: 1401/6/19 ساعت: 18:36
برای ۵ تا دانشگاه درخواست داده بودم... فعلا ۳تا پذیرش گرفتم و یک ریجکت...ریجکت هم به خاطر مدرک زبان بود (نوشته بود حداقل مدرک c1، آخه بی انصاف این دیگه حداقل نیست!)کوتبوس، کلاوستهال، کاسل پذیرش دارم. ووپرتال هم ریجکت...البته کوتبوس رو نمیخوام به چند دلیل: ۱. از لحاظ جغرافیایی دوسش ندارم چون شرقه، ۲....
1075
-
تاریخ: 1401/6/19 ساعت: 18:36
یکی دو روزی هست اتفاقاتی میفته که منو به یاد علیرضا میندازه...همیشه هم میخواستمش و هم نمیخواستمش...و حالا که دیگه نیست... میفهمم که چقدر میتونست برای من با این خصوصیات اخلاقی مناسب باشه... خراب کردم...توی این زمانهای که آدما بیراهه رو بیشتر از زندگی درست میپذیرن، علیرضا یکی از اون درستا بود...هرچقدر...
1076
-
تاریخ: 1401/6/19 ساعت: 18:36
تا چند روز پیش همه دانشمند و مذاکره کنندههای ارشد هستهای رو نقد میکردن و بهشون ایراد میگرفتن...حالا هم دارن ملکه رو نقد میکنن...مشکلی که داریم اینه که سرمون تو هر سوراخی میکنیم و نظرات کارشناسی میدیم، به جز اون زمینه و حیطه کاری خودمون!...حالا همه تاریخ بریتانیا و ملکه رو میخوان شخم بزنن و دنبال کرم...
1070
-
تاریخ: 1401/6/12 ساعت: 13:42
مهران و مهتاب هم رفتنمهران رفت آلمان، مهتاب کانادا...وچقدر من دلم برای اون سووووخت... رفت آلمان، رسید، خونه و دانشگاه و همه چیزش رو ردیف کرد، اما درنهایت مجبور شد دوباره برگرده...خیلی ناراحتم براش...آروز دارم که زندگیش سرشار از خوشی باشه... امیدوارم از لحظه لحظه زندگیش لذت ببره، هرجایی که هست...Adbl...
1071
-
تاریخ: 1401/6/12 ساعت: 13:42
چندین ماه پیش بود که فیلم coda رو دانلود کردم اما ندیده بودمشدیشب دوباره بیخواب شده بودم و تا ساعت ۴ بیدار بودم، یه مرتبه یادم افتاد به این فیلمشروع کردم به دیدنش، خیلی قشنگ بود، اما وسطش خوابم برد
1068
-
تاریخ: 1401/6/5 ساعت: 17:08
لعنت به بیپولی...که هر دستاندازی جلو راهم میاد، فقط پوله که میتونه این مانع رو برداره...اونقد برنامههای پیش بینی نشده جلو راهم قرار گرفت که دیگه فک کنم چیزی باقی نمونده ازم...کاش تموم بشه فقط، فارق از نتیجه... فقط میخوام تموم بشه... خوب یا بد...دوست دارم چشامو ببندم، وقتی باز میکنم ۱۰ ماه آینده باشه...
1069
-
تاریخ: 1401/6/5 ساعت: 17:08
از فکر و خیال اصلا حتی یک ذره هم خواب به چشمم نمیاد!به اتفاقاتی فکر میکنم که هیچ وقت رخ ندادن و شاید هیچ وقت در طول زندگی اونا رو تجربه نخواهم کرد... اما الان دارم استرسش رو تحمل میکنم!!استرس و دلشوره دارم، بحدی که مقدار خیلی کمی تهوع دارم...نمیدونم چه مرگم شده!!به امتحانی که باید بدم فکر میکنم... ب...
1067
-
تاریخ: 1401/5/29 ساعت: 17:41
دیشب که داشتیم برمیگشتیم اصفهان، توی مسیر خیلی به خودم فکر کردم... خصوصا به ده سال گذشته، که به نظرم طلاییترین سالهای زندگیم میتونست باشه ولی نبود... اشتباهترین تصمیمات زندگیم رو گرفته بودم... و خودم زندگیمو خراب کرده بودم، هرچقدر فکر میکردم که مقصر رو پیدا کنم، هیچکس نبود... فقط خودم بودم...از اینی...
1066
-
تاریخ: 1401/5/27 ساعت: 15:14
دو روزه مثل سگ فقط دارم میدوم... از صبح که بیدار میشم کار دارم و بیرون از خونهام تا شب که از آموزشگاه خسته و کوفته برمیگردم خونه...فردا فقط یکم آسوده و راحت میشینم تو خونه... البته بعدازظهر دوباره باید برم آموزشگاه... اما نهایت یک ساعتو نیم اونجام...+ ایرانخودرو دیروز ماشین رو تحویل داد...Adblock te...
1065
-
تاریخ: 1401/5/24 ساعت: 2:55
۴ شنبه صبح از خواب که بیدار شدم حالم خوب نبود. تهوع داشتم و احساس بیحالی و فشار پایین داشتم.با خواهرم رفتیم کلینیک سرم و آمپول و اینچیزا...حدوداً ساعت ۱ بعدازظهر بود که رسیدم خونه. و همون روز من ۶ ساعت کلاس داشتم! از ساعت ۳ تا ۹...با اون حال خرابم، سوار ماشین شدم برم آموزشگاه... به خاطر تهوع هیچ غذا...
1064
-
تاریخ: 1401/5/20 ساعت: 21:37
نگرانیا و دست تنها شدنم به تدریج توی مؤسسه یک طرف، استرسای مسائل شخصیم یک طرف...این طرفم نشستم خاطراتمو با مامانجونم مرور میکنم، قربون صدقه رفتناش، صدای توی گوشم میپیچه... نازم میکرد همیشه منو از بچگی سَسری صدا میکرد، تا یه مدت خیلی طولانی بقیه فامیل هم منو همینجور صدا میکردن، هنوزم دختر عموهام بهم ...
1062
-
تاریخ: 1401/5/17 ساعت: 9:54
روزهای خاصی رو دارم پشت سر میذارم... روند تغییرات اخلاقی اعتقادیِ من خیلی سریع اتفاق افتاد، هنوز که هنوزه نتونستم با خود جدید، با سروناز جدید آشنا بشم... هرروز و هر لحظه دارم این تغییرات رو حس میکنم! با خودم میگم، سروناز تو کی وقت کردی این اعتقادات رو از وجودت پاک کنی... کی ؟؟ چقدر سریع تبدیل به یک ...
1063
-
تاریخ: 1401/5/17 ساعت: 9:54
از روزای تعطیل متنفرم... کسلکننده... مزخرف...از ۵شنبه تا ۲شنبه تعطیلم، میشه چقدر؟ ۵ روز!!! پوسیدم تو خونه... وقتایی که کسل هستم، دست و دلم به هیچ کار نمیره، مغزم قفل میکنه... چند ماه میشه که یه کتابی خریدم، با خودم میگفتم روزایی که کلاس ندارم اینو بخونم، یکم به دانش زبانم افزوده بشه... اما خدا شاهده...
1059
-
تاریخ: 1401/4/27 ساعت: 13:31
با مسئولیت جدیدم کنار اومدم...گروه آلمانی رو قشنگ گرفتم تو دستم... فقط یکی از مدرسا رفته رو اعصابم...یکی دیگه هم تاحالا دوتا کلاس ۱۰ نفره بهش دادیم، ۵ نفره تحویل داده!...احتمال اینکه باهاش ادامه ندیم هست... مدیر آموزشگاه میگه باز هم بهش شانس بدیم...نمیدونم چه کنم...Adblock test (Why?)
1060
-
تاریخ: 1401/4/27 ساعت: 13:31
از یکشنبه هفته گذشته گلوم درد میکنه...پنیسیلین، دگزامتازون... دردم بهتر شد... ولی هنوز خوب نشدم... هیچکدوم از علایم کرونا هم ندارم...چند روز بگذره دوباره میرم دکتر اگر خوب نشدم...+ مدت طولانیای بود که از زندگیم و همه چیم راضی بودم... الانم نه اینکه از شرایطم ناراضی باشم، نه! میتونم بگم روی نقطهای ای...
1061
-
تاریخ: 1401/4/27 ساعت: 13:31
از این رفتار حال بهم زن مامان متنفرم... متنفر...این همه فرق گذاشتن چیه واقعا؟؟!!!اونقدر رفتارش زنندهس که باعث میشه با ۳۱ سال سن اشکم دربیاد...اومدم تو اتاق نشستم تنها...و نمیتونم اشکامو کنترل کنمAdblock test (Why?)
1057
-
تاریخ: 1401/4/16 ساعت: 14:04
یه ضربالمثلی هست که خیلی رک و پوستکنده حقیقت رو میکوبه تو صورت آدم... و الان هزاران بار دارم این جمله رو تو سرم تکرار میکنم...گوشت کی/رتو بخور، منت قصاب رو نکش...Adblock test (Why?)
1058
-
تاریخ: 1401/4/16 ساعت: 14:04
قبلا خیلی نسبت به همه مسائل کشور واکنش نشون میدادم. سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی...الان دیگه همه چیز به تخمم شده...شاید فقط برای کمتر از یک دقیقه بهشون فکر کنم و بعدش تمام...فک میکنم کاملا مشخص باشه... دیگه خیلی کمتر میام مینویسم و فحش میدم...دیگه از مرحله عصبانیت و فحش دادن گذر کردم... کور شدم، ...
1055
-
تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 15:30
دیروز برای آخرین بار دیدمش...اون لحظهای که داشتم خداحافظی میکردم، دستشو محکم گرفتم توی دستم و فشار دادم...هنوز جای انگشتاش رو میتونم تصور کنم...تمام شد...تبدیل به خاطرهای شد...تمام این روزای خوش و شیرین تمام شد...و چقدر من از مرور خاطرات رنج میبرم...شاید دیگه هیچ وقت نتونم ببینمش...پررنگترین رد پا ر...
1056
-
تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 15:30
[unable to retrieve full-text content]باور کن قلبمو باور کن قلبی که کوهه اما شکسته...