823 - تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 23:34
ساعت نه و نیم کلاسم تموم شدتا رسیدم خونه شد ساعت ده...از اون موقع تا الان چهار تا قرص استامینوفن کدیین خوردم بلکه سردردم خوب بشهاما اصلا انگاااار نه انگااااااار...حالا یه قرص خواب خوردم شاید خوابم ببرهسرم داره منففففجر میشه... چشمام قرررررمز شدن و میسوزن، چشمام شدن بع اندازه یه نخود...
824 - تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 23:34
اونقدر درد و غم زیاد شده که واقعا هیچ حرفی برای گفتن نیست... هیچ چیزی برای به اشتراک گذاشتن نیست...هیچ وقت نمیتونستم فکرشو بکنم که به روزی اینجوری بشیم... که از در و دیوار برامون بباره...xa0شنبه امتحان
825 - تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 23:34
چقدر آدما میتونن عوضی و حیوون و وحشی و عقب مونده و... باشن...هرکوفت و زهرماری که به سرمون میاد حقمونه... چون خیییییییییییییییلی سنگدل هستیم...xa0چطور میشه که رفت و یه درمانگاه رو آتیش زد؟!!! یعنی واقعا باید اینجوری با آدمایی که مریض هستن رفتار کرد؟! اونا همینجوری چیزی برای از دست دادن ندارن... خانوا...
826 - تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 23:34
صفحه رو باز میکنم که یکم بنویسم...اما فقط به صفحه سفید نگاه میکنم... دستم به نوشتن نمیره...چی بنویسم؟!...اینکه هر لحظه امکان داره عزیزترینامونو از دست بدیم... اینکه در عین حال گرونی داره کشور رو بگا م
827 - تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 23:34
بعد این همه سال شعار و دروغگویی و ریاکاری و گول زدن... تازه فهمیدم همه حرفا دروغه... ما مردم از همدیگه متنفریم و حاضریم یکی دیگه بمیره و مریض بشه اما ما نشیم... چقققققدر ما آدمای دورو و ریاکاری هستیم.
798 - تاریخ: 1398/10/12 ساعت: 5:41
چقدر از مهناز افشار بدم میاد من...فیلماش روی پردههای سینماس... بعد رفته اونور کنسرت گوگوش زرت و پرت میکنهمشخص کن جبهه خودتو... اینطرفی یا اونطرفی!...آدم محافظه کار برای هیچکس جایی نداره...
799 - تاریخ: 1398/10/12 ساعت: 5:41
فقط میرم کلاس زبان و برمیگردم خونه...روزایی که کلاس ندارم، از وقتی بیدار میشم شروع میکنم به خوندن و تمرینامو انجام دادن، یکم استراحت میکنم و دوباره بقیهش انجام میدم...توی تنهایی خودم دارم دست و پا
802 - تاریخ: 1398/10/12 ساعت: 5:41
چقدر من دیروز عصبی بودمچقدر قاطی کرده بودمهررررررچی به ذهنم رسید نوشتم، نوشتمو نوشتمو نوشتم... تا سبک و خالی شدم...xa0+ دِ خب حرومزادهها، چیکار به قبر ارمنیا دارید!!!! به کونتون فشار اومده دارن جشن میگ
803 - تاریخ: 1398/10/12 ساعت: 5:41
مامانم از این ماه شروع کرده به یورو خریدنبه هر مقدار که بتونه میخره و کنار میذاره برای روز موعود...xa0+ پست ۸۰۱ حذف شد
804 - تاریخ: 1398/10/12 ساعت: 5:41
به کارما اعتقاد دارید؟به مال غصبی اعتقاد دارید؟به خدا اعتقاد دارید؟به ناحقی اعتقاد دارید؟...پس آه و ناله سردادن برای آتیشسوزی و آوار شدن اون ساختمون پلاسکوی تهران واااااقعا مسخرهس...فروریختن پلاسکو خودِ خودِ خودِ کارما بود...مراقب باشیم...
791 - تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 21:28
خدا رو شکر... عجب بارونی...+ دیشب خواب دیدم با دوستم رفتم کویر(دوستی که هیچ وقت نداشتم، آدمی که تا بهحال ندیده بودمش). تمام چیزایی که لمس کردم واقعی بودن... فرورفتن پاهام تا مچ توی ماسهها... فقط یه
792 - تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 21:28
دیشب خوابشو دیدم...خواب دیدم بعد از اینکه منو فالو کرده بود، بهم پیام داده بود و داشتیم باهم صحبت میکردیم. صحبت درمورد همه چیز... عکس زنش مادر زنش و خواهر زنشو فرستاده بود (عکسی که تولد زنش بود) همه ر
793 - تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 21:28
سلامدوستم پذیرش دانشگاه استنفورد امریکا گرفته (فووووول فاند)...خدافظ
794 - تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 21:28
اگه اینترنت قطع بشه چه کنیم؟؟چه خاکی بر سر بریزیم؟ چه گهی بخوریم؟ چه عنی میل کنیم؟xa0من این همه سالهای بلاگفا رو چیکار کنیم؟من از بعد از قطع نت کجا بنویسم؟؟xa0من بعد از قطع نت چجوری شماها رو بخونم؟؟xa0+ کوو
796 - تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 21:28
نتایج آزمون نظام مهندسی اومدقبول شدم، هم نظارت و هم اجرا... ایکاش سالهای قبل شرکت میکردم که الان حداقل یکی دوسال از قبول شدنم میگذشت.با اینکه آزمون نظارت عمران به نظرم نسبت به سالهای قبل سختتر بود ام
797 - تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 21:28
توی یکی از همین روزایی که ساکت بودم و چیزی ننوشتم، فیلم مالنا رو دیدم...و به نظرم بسیار فیلم پوچی بود و اصصصصلا به نظر من چشمگیر نبود. درسته فیلمش قدیمیه، اما خیلی از فیلمای هم سن و سال اون هستن که بس
785 - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:52
پیجی که من برای سفارشاتم درست کرده بودم، یه مدته باهاش فعالیتی نمیکنم... یه مدته که درگیر امتحان نظام مهندسی بودم و میخوندم، بعدشم که خب کلاسای زبانم شروع شد و اصلا فرصتی برای تبلیغات و سفارش گرفتن ند
786 - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:52
آخه وااااقعا!! تو چه هنری داری؟ تو چه هنر و استعدادی داری؟؟ که میخوای استعداد بقیه رو هم بیابی...استعداد یاب!!!آخه خیلی قاب مسخرهایه!!! اِبــــــــــــــــی، صندلی کناری تو نشسته باشه؟!!!آخه مهناز افشار کجا؟ ابی کجا؟؟ و حتی همون آرش کجا؟!واقعا خیلی دوست دارم بدونم درمورد چی نظر میده؟؟ چه استعدادی رو...
787 - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:52
چشمها و نگاه معصوم و مظلوم نیکیتا منو دیوانه میکنه...ناامیدی، ناراحتی... توی عمق چهرهش وجود داره... همه ما همین هستیم...این چشمای زیبا دیگه هیچوقت باز نمیشه...
788 - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:52
خواب مامانجونمو دیدم... از ساعت پنج تا الان دارم هی پهلو به پهلو میشم و دلنگرانشم...چندهفتهای هست که سر نزدم بهش، غذا نبردم براش...خدا لعنت کنه منو... تنها کسی که باعث میشه تلفن خونمون به صدا دربیاد مامانجونه...xa0از نگرانی قرار ندارم...

برچسب‌های مرتبط

دویست و پنجاه فیلم برتر | دویست و پنجاه هزار ریال | دویست و پنجاه میلیون ریال | دویست و شش | دویست و شش صندوق دار | دویست و سی و پنجمین جلسه شورای عالی کار | دویست و شش تیپ دو | دویست و هفت | دویست و شش تیپ پنج | دویست و شش اس دی