دیروز برای آخرین بار دیدمش...
اون لحظهای که داشتم خداحافظی میکردم، دستشو محکم گرفتم توی دستم و فشار دادم...
هنوز جای انگشتاش رو میتونم تصور کنم...
تمام شد...
تبدیل به خاطرهای شد...
تمام این روزای خوش و شیرین تمام شد...
و چقدر من از مرور خاطرات رنج میبرم...
شاید دیگه هیچ وقت نتونم ببینمش...
پررنگترین رد پا رو توی زندگیم بجا گذاشت...
امیدوارم که دوباره بتونیم با هم باشیم و لحظههای مشترکی داشته باشیم...
تمام حرف های نگفته ام...ما را در سایت تمام حرف های نگفته ام دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 157