1134 - تاریخ: 1402/1/2 ساعت: 11:16
مرسی از همهتونممنون از کامنتهای دلگرم کنندهتون
1131 - تاریخ: 1401/12/26 ساعت: 20:15
این دو سه روز، چندین بار اومدم صفحه رو باز کردم، تایپ کردم، اما پاک کردم و صفحه رو بستم...نمیدونم... هیچی نمیدونم... گیجم... احساس میکنم دیگه دلیلی برای ادامه این وبلاگ نیست...Adblock test (Why?)
1132 - تاریخ: 1401/12/26 ساعت: 20:15
سه شنبه هفته گذشته پاسپورتم پست شد... فرداش رسید... چهارشنبه...اون لحظهای که پاکت رو گرفتم در خونه رو بستم پلهها رو طی کردم تا رسیدم توی هال... شاید به اندازه یکسال به سرم گذشت، بینهایت استرس داشتم...نشستم وسط اتاق، پاکت رو باز کردم، منتظر نامه ریجکتی بودم... دیدم یه پاکت کوچیکتر توشه، و پاسپورتم تو...
1133 - تاریخ: 1401/12/26 ساعت: 20:15
خیلی تحت فشار بودم این چند سال...هرموقع ناراحت شدم عصبانی شدم، اومدم و نوشتم، حس و حال اون لحظهمو ثبت کردم... حرفهایی که توی لایههای زیرین من بود گفتم. حسم توی اون لحظه نسبت به خانواده که خب خیلی سطحی و مقطعیه...شماها با خانواده یا هرکس بحثتون میشه، عاشقشونید؟! طبیعتا نه! حس خوبی ندارید... من حرفا و...
1129 - تاریخ: 1401/12/21 ساعت: 4:04
امروز زنگ زد. کلی حرف زدیم. یه دنیا راهنمایی کرد... خیلی دلچسب بود برام.کتاب اضطراب موقعیت رو شروع کردم به خوندن. یه لیست بلند بالا دارم از کتابایی که باید بخونم، چندین سال زمان برد تا این لیست رو جمع کردم و البته شروع کردم به خوندن... فرصت نمیشد، تنبلی میکردم، ترجیح میدادم کلیپای چرت و پرت اینستاگر...
1126 - تاریخ: 1401/12/13 ساعت: 13:01
کتاب دنیای سوفی رو چند روزی هست که شروع کردم. اونقدر جذابه که تا وقت خالی گیر میارم، شروع میکنم به خوندن. با یکبار خوندن خیلی از مطالب رو متوجه نمیشم. گاهی اوقات اونقدر از درک و فهم من فراتر میره، که ناچار میشم کتاب رو بذارم کنار و چند ساعت بعد و حتی روز بعد ادامه بدم... بعضی از مطالب خب برای ما بدی...
1127 - تاریخ: 1401/12/13 ساعت: 13:01
امروز دوباره رفتم صرافی، میخواستم یوروهام رو درشت کنم، خیلی ۵۰ یورویی داشتم. ازش پرسیدم امروز چنده؟ گفت الان که حرف میزنیم ۶۳۵۰۰.باورم نمیشه که دارم این قیمتا رو میبینم! یادمه وقتی که یورو شد ۲۰ هزار تومن احساس میکردم زندگیم به آخر رسیده و داریم به فقر و نیستی میرسیم... به فقر رسیدیم... از همون موقع...
1128 - تاریخ: 1401/12/13 ساعت: 13:01
[unable to retrieve full-text content]نمیدونم چرا هیچ خبری ازش نیست... خیلی تو فکرشم... خیلی... روزی آخری که اصفهان بود پیام داده بود، سه شنبه تا الان خبری ازش ندارم
1119 - تاریخ: 1401/11/30 ساعت: 13:07
اصفهان ۲ روزه بیوقفه بارون میادامشب موقع برگشت از آموزشگاه دیدم ارتش اومده بود سر سه راه حکیم نظامی رو بسته بود...اصفهان رفت زیر آب!من تا به حال اینجور بارندگی رو ندیده بودم!تمام کوچه و خیابونا پر از آب شده!Adblock test (Why?)
1120 - تاریخ: 1401/11/30 ساعت: 13:07
بودن کنارش حس خوبی بهم میدهچایی خوردیمبعدشم رفتیم قهوه خوردیم...امروز هم قراره دوباره بریمهنوز قطعی نشده البتهدیشب از ذوق خوابم نمیبردحدود ساعت ۱ بود که گوشی گذاشتم کنار و خوابیدم. ساعت ۵ هم از خواب بیدار شدم...دیشب وقتی پیامشو دیدم رو گوشیم، با اینکه خییییلی خسته بودم، اما یه دفعه انرژی گرفتم...وقت...
1121 - تاریخ: 1401/11/30 ساعت: 13:07
ساعت ۱۲ بود تقریبا که حرکت کردیمو ساعت ۳ هم خونه بودمخوب بوددوست داشتمتجربه جدید و خاصی بود...دوست دارم باز هم تکرارش کنماحساس قدرت میکنمAdblock test (Why?)
1116 - تاریخ: 1401/11/26 ساعت: 16:10
چون ۵شنبه و جمعه نرفته بودم باهاشون، دیشب بعد از اینکه برگشتن بهم پیام داد فردا صبح میخوایم بریم کوه. ساعت ۹ ۹:۳۰ میای؟یکم مکث کردم، فکر کردم... برم؟ نرم؟میدونستم اگه نرم از صبح تا شب تو خونه باید بشینم. گفتم آره میامرأس ساعت ۹:۳۰ توی پارکینگ تلهکابین بودم... نشسته بودم توی ماشین تا اونا هم برسن... ...
1117 - تاریخ: 1401/11/26 ساعت: 16:10
[unable to retrieve full-text content]خدا رو شکر چه زمستون پر برکتی و پر بارشی...
1118 - تاریخ: 1401/11/26 ساعت: 16:10
یه احساسی داشتم سر کلاس که بودم، حس شروع سرماخوردگی. تایم استراحت رفتم از داروخونه نزدیک آموزشگاه کلداستاپ و آنتی هیستامین خریدم.دیشب ساعت یه ربع به ده رسیدم خونه. اون حس سرما خوردگی بیشتر شده بود. تورم گلو هم بهش اضافه شد، همینطور آبریزش جزیی.غذا که خوردم دوتا کلد استاپ و یه آنتی هیستامین خوردم.رفت...
1108 - تاریخ: 1401/11/11 ساعت: 11:26
با تمام این کش و قوسها...درگیری فکری و روانی... اعصاب خردیا... تبدیل یورو به ریال و برعکس...بالاخره دیروز رفتم مصاحبه... ویزامتریک.مدارکم رو تحویل داد، انگشتنگاری هم شدم...و برگشتم اصفهان... روز سخت و بد و پراسترسی رو پشت گذاشتم، ولی به هر حال تموم شداز حالا فقط باید منتظر پستچی باشم...دیگه من کار خ...
1109 - تاریخ: 1401/11/11 ساعت: 11:26
امروز با مامانم بحثم شدیه سری از حرفایی که باید بهش میگفتم...همیشه از وقتی بچه بودم از من بدش میومد... ۳۲ ساله دارم با این احساس توی این خونه زندگی میکنم...هیچ وقت حس دوست داشته شدن رو توی خونه نفهمیدم... هیچ وقت نفهمیدم اینکه مادر بچهش رو دوست داشته باشه چجوریه... هرموقع مشکلی برام پیش اومده با خون...
1110 - تاریخ: 1401/11/11 ساعت: 11:26
مدتیه که فرانتس کافکا رو با تک تک سلولهای بدنم حس میکنم... انگار خود منم... منتها با استعداد بینظیر و چشمگیر نوشتن...نوشتن آرومم میکنه...من توی جمع دوستام پر شور و شوخ و بذلهگو و خندان.... اما خارج از دایره دوستان و در خانواده سکوت و سکوت و عصبانیت... همیشه به ختم کردن زندگی فکر میکنم اما باز هم ادا...
1101 - تاریخ: 1401/10/9 ساعت: 11:42
امروز دیگه به صورت قطعی ختم مهاجرتم رو اعلام کردم...یورو شده ۴۷تومن... تمکنم یه مقدار خیلی زیادیش آماده شده... یه مقدار دیگه هم طلا دارم که میشه فروخت و تمکن رو کامل کرد... اما من اگر یک سنت از تمکنم کم بشه، نمیتونم اقامتم رو تمدید کنم... و خب از همون روز اول هم طبیعتا نمیتونم کار پیدا کنم و برم سرک...
1100 - تاریخ: 1401/10/5 ساعت: 14:06
بعد از دوتا امآرآی و آزمایش مایع نخاع به صورت قطعی مشخص شد که اماس نیست... خدا رو شکر... وضعیت راه رفتنش بهتر شده، یعنی میتونم بگم کامل خوب شده... اما هنوز بیمارستان باید بستری بمونه...دکتر واسش دارو داد، حدود ۲۰ میلیون شد، فقط داروهاش...ایمونوگلوبولین... دو سه روز فقط داره همین دارو رو دریافت میکنه...
1098 - تاریخ: 1401/10/1 ساعت: 9:48
روزایی رو دارم سپری میکنم که همش فک میکنم خوابم!!دوس دارم یهو چشمامو باز کنم ببینم همه چیز خوااااب بوده... کابوس...اتفاقی افتاده که پست قبل واقعا مسخرهبازیه!!دغدغه من تا دیروز مهاجرت و وقت سفارت و قیمت یورو بود... اما الان چی!!!هیچ کاری جز اشک ریختن از دستم برنمیاد... چشمام دیگه باز نمیشه...Adblock ...

برچسب‌های مرتبط

دویست و پنجاه فیلم برتر | دویست و پنجاه هزار ریال | دویست و پنجاه میلیون ریال | دویست و شش | دویست و شش صندوق دار | دویست و سی و پنجمین جلسه شورای عالی کار | دویست و شش تیپ دو | دویست و هفت | دویست و شش تیپ پنج | دویست و شش اس دی