اونقدر درد و غم زیاد شده که واقعا هیچ حرفی برای گفتن نیست... هیچ چیزی برای به اشتراک گذاشتن نیست...
هیچ وقت نمیتونستم فکرشو بکنم که به روزی اینجوری بشیم... که از در و دیوار برامون بباره...
شنبه امتحان زبان داشتم، امتحان شفاهی، قرار بود دوشنبه امتحان کتبی بدیم و این ترم تموم بشه... اما تا اطلاع ثانوی تعطیل هستیم...
ومن روز به روز بیشتر دارم زبان آلمانی رو فراموش میکنم... هییییییییییچ انگیزهای هم برای خوندن و مرور ندارم...
خدایاااا!!!....
آلمان نرفته از این دنیا نرم... کنسرت ابی نرفته از دنیا نرم...
تمام حرف های نگفته ام...ما را در سایت تمام حرف های نگفته ام دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 218