مدتیه که فرانتس کافکا رو با تک تک سلولهای بدنم حس میکنم... انگار خود منم... منتها با استعداد بینظیر و چشمگیر نوشتن...
نوشتن آرومم میکنه...
من توی جمع دوستام پر شور و شوخ و بذلهگو و خندان.... اما خارج از دایره دوستان و در خانواده سکوت و سکوت و عصبانیت... همیشه به ختم کردن زندگی فکر میکنم اما باز هم ادامه میدم
کافکا تو خود منی...
تمام حرف های نگفته ام...ما را در سایت تمام حرف های نگفته ام دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 93