اتفاقا زیاده
نوشتنیا زیاده
نمیدونم چرا دیگه نمیتونم چیزی بنویسم، نمیتونم چیزی ثبت کنم...
تغییر کردم...
هم خیلی تنهام خیلی دورم شلوغه
هم کاری برای انجام ندارم فعلا بعد از امتحان، هم اینکه خیلی خیلی سرم شلوغه و وقت کم میارم برای انجام کارام...
اصلا اوضاعی شده!...
قاطی کردم خودمم...
اما اوضاع رو یواش یواش دارم کنترل میکنم... قدم قدم پیش میرم... دونه دونه مشکلات حل میشن...
گاهی خدا رو بیشتر از همیشه کنار خودم حس میکنم، گاهی هم حس میکنم هیچ وقت خدا حواسش بهم نبوده و نیست...
الان ساعت ۸ صبحه. از خونه زدم بیرون... یکمی هوا سرده ۱۱ درجه و اندکی مه آلود...
اولین روز رو بریم ببینیم چجوری شروع میکنیم
تمام حرف های نگفته ام...ما را در سایت تمام حرف های نگفته ام دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 67