دیروز به شدت خسته بودم. یکی از سختترین امتحانای زبان آلمانی رو دادم. DSH. و با اینکه به سؤالا خیلی خوب جواب دادم اما اونقد که تحت فشار بودم توی این مدت اصلا احساس سبکبالی و راحتی نمیکنم بعد از امتحان... الان به نسبت دیروز خیلی حس بهتری دارم... خیلی خیلی حس بهتری دارم خدا رو شکر...
سختیای مهاجرت دونه دونه دارن برا از بین میرن، مشکلاتم مرحله به مرحله حل میشن...
حرفایی که اینجا مینویسم، دلیلی برای بازگشت همیشگی نیست فعلا، البته نمیدونم شاید درآینده این تصمیم رو بگیرم. یعنی امیدوارم همچین اتفاقی بیفته که توی کشور خودم بتونم آزادانه و راحت زندگی کنم...
و یک مورد دیگه... تو وقتی به صورت قانون اومده باشی، از تمام حق و حقوق یک انسان میتونی استفاده کنی... خب معلومه که وقتی غیرقانونی و پناهندگی اومدی، باید خیلی سختیای زیادی پشت سر بذاری... و این که میگن مثل فلان و فلان باهامون برخورد میشه! چیزی که الکی میگن. هرجای دنیا، اگر انسان درستی باشی برخورد درستی خواهی دید. و اگر هم بد باشی انعکاس رفتار خودت رو میبینی... خیلی واضحه... همین...
خلاصه که امروز خیلی بهترم خدا رو شکر
تمام حرف های نگفته ام...ما را در سایت تمام حرف های نگفته ام دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 81