از صبح به طرز عجیبی سرعت اینترنتم عالی شده!!! شاخ درآوردم اصلاً!!
ویدیوی گرامر تمامی ۱۲ درس کتاب جدیدمو توی تلگرام با سرعت برق و باد دانلود کردم!!!
واقعا هنوز نتونستم با این شوک کنار بیام!!
از صبح هوا ابری و بارونیه... ایکاش اونقدر بارون تو همه شهرا بباره بلکه مردم خونه نشین بشن...
ایکاش تو این یکی دو هفته آینده هوا بارونی باشه، که جابجایی مردم کمتر بشه، بیرون رفتنا کمتر بشه...
دلم به طرز عجییییییبی چارباغ عباسی میخواد... برم انقلاب، حواسم به کانکس فاطی کماندوها باشه و دورشون بزنم و رکب بزنم بهشون، بعدش وارد چارباغ بشم از وسط خیابون (که چند وقتیه سنگفرش شده و ماشین تردد نمیکنه) شروع کنم به قدم زدن... از کنار تمام صندلیای کافیشاپا که چیدن وسط خیابون رد بشم، از کنار اون فولکسواگن با اون تخته سیاه و صندلیای کوچولوی چوبی خوشگلش... برسم به دروازه دولت... راهمو کج کنم سمت خیابون سپه... از پیادهروی شلوغ رد بشم برم برسم به میدون شاه... یه دفعه از خیابون تنگ و باریک وارد میدون به اون بزرگی بشم، چندلحظه بایستم و سربچرخونم و از این طرف تا اون طرف میدونو ببینم و حظ(؟؟؟) ببرم از این همه زیبایی متمرکز... الان اگه اونجا بودم ترجیح میدادم از دالونای میدون رد بشم به جا اینکه وارد خود میدون بشم.... برم تا برسم به گذر پشت مطبخ .دیگه خب طبیعتاً بعد از این همه پیادهروی باید یه چیزی بزنم بر بدن... از گذر پشت مطبخ میزدم میرفتم خیابون استانداری و یه راست میرفتم سرای همایون با اون حیاط و حوض دلچسب و قشنگش... مینشستم خیره به حوض و سیبای توی آب میشدم ....
آخ که چققققققققققققققدر توی این فصل میچسبه....
+ حواسمون به خودمون و آدمای اطرافمون باشه... ( ترس من از این بیماری، آلوده شدن خودم نیست؛ اینه که به واسطه من آدمای عزیز اطرافم توی خطر بیفتن)
تمام حرف های نگفته ام...ما را در سایت تمام حرف های نگفته ام دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 218