صبح ساعت پنج مامانو بیدار کرد رفتیم بیمارستان سرم آمپول تجویز شد و همینطور آرامبخش، تا ساعت سه و نیم ظهر خواب بودم، اما وقتی بیدار شدم اصلا احساس نکردم که حالم بهتر شده و علاوه بر افت فشار و تهوع قند خونم هم افت پیدا کرده بود، خیلی افتضاح بودم، دوباره رفتیم کلینیک فشار هشت بود، سرم و سه تا آمپول و مجدد آرامبخش. از ساعت هفت عصر تا نه امروز صبح خواب بودم...
بعدازظهر که رفتم کلینیک خانم پرستاری که میخواست آمپول و سرم منو بزنه رو دکتر صدا کرد. وقتی اومد با یه حال بدی گفت اه یه دختری خودکشی کرده حالم بهم خورد.
سرم آمپول کنو زد و رفت دست دختره رو بخیه زد، دختر اومد تخت کناری من خوابید و سرم وصل کرد واسش، دوتا پسر همراهش بود، پارتیشن بندی شده بود بین تختا، زیاد صدا نمیومد، یکی از پسرا باهاش صحبت میکرد، میگفت چقد گفتم نرو کار کن، چیکارت کرد؟ دست بهت گذاشت؟ کاریت کرد؟ دختره گریع میکرد و یه چیزایی میگفت. من از حرفاشون متوجه شدم که خودکشی کردنش به خاطر تجاوز بوده... و به قول معروف صاحب کارش بهش تجاوز کرده.
یکی از پسرا هم برادرش یود.
خانم پرستار پسره رو بیرون کرد گفت برو بیرو هم بخاطر اینکه قسمت بستری خانماس هم اینکه گریه نکنه بهتره.
واقعاً در تعجبم از مردم!... چقدر آدمایی که از نظر جنسی مریــــــضن زیادن.
انشاءالله خدا جواب اینکارشو به بدترین نحو بده.
حواسمون باشه کجا و برای کی کار میکنیم...
من به هیچ کس اعتماد نداشتم و ندارم، حتی به استادام... مراقب خودمون باشیم.
خیـــــــــلی زیاد
تمام حرف های نگفته ام...ما را در سایت تمام حرف های نگفته ام دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 205