دوباره دهن باز کردم...
دهن باز کردم از بی جنبه بودن خیـــــــــــــلی از آدما.
از اینکه به خاطر دختر بودنم باید اینجور رفتارای پست و دون رو ببینم. اما هیچی نگم.
چنـــــــــــد وقت پیش یکی از کمک ناظرای مامانم یکی از فایلای صورت وضعیت مامانو میخواست. اما از اونجایی که مامان خونه نبود و رفته اداره پیش همون آقای به اصطلاح مهندس، به من زنگ زد و گفت فایلا رو واسش ایمیل کنم. مامانم چشماش ضعیف شدن، یکم سخته واسش اس ام اس اس دادن، به همین خاطر گفت الان به مهندس میگم آدرس ایمیلشو واست بفرسته.
من براش ایمیل کردم
چنـــــــــــد روزی گذشت، به مامان گفت یه فایل ورد رو برام توی تلگرام بفرست، مامان که تلگرامو این چیزا نداره، داداشم هم که خونه نبود، فقط موندم من!! منم براش فرستادم خب دیگه.
یعنی از دو سه روز بعد از این موضوع همینجــــــــــــــــــــور داره جک میفرسته واسم توی تلگرام. صبح، ظهر، شب، نصفه شب، صبح زود!!!
نمیدونم باید چیکار کنم به شـــــــــــدت عصبانی هستم.
نه میتونم بلاکش کنم نه میتونم بهش حرف بزنم! بدون اینکه پیاماشو باز کنم پاکشون میکنم.
مرتیکه عوضی کثافت. به مامانم هم چیزی نگفتم که یه موقع بخواد حرفی بزنه گند بزنه به تمام صورت وضعیتاش. چون میدونم مامانم رفتار خوبی نخواهد داشت باهاش...
برا همین سکوت کردم. فقط منتظرم کار مامان تموم بشه، صورت وضعیت قطعیش هی برگشت میخوره، به محض اینکه تایید بشه خودمو راحت میکنم.
اول از همه به خود اون مرتیکه میگم، بعد بلاکش میکنم. بعدش هم به مامانم میگم تا مرتیکه قراضه یه وری رو بنشونه سرجاش.
آخه تو در حدم نیستی...
دارم میترکم از عصبانیت.
بابا من هزار بار به آدمایی که حتی ندیدمشون زنگ زدم(برای نرم افزار پایان نامه) اما هیچ وقت کسی مزاحم نشد.
زمانی که داشنجوی لیسانس بودم تمام راننده اتوبوسای اصفهان مشهد شمارمو داشتن، پیر و جوون، خدا شاهده هیچ وقت نشد کسی حرفی بزنه!!
اصلا بعضی از کارا منسوخ شده.
مرتیکه انگار تازه از تو غار اومده بیرون. این چیزی که من میبینم در حدیه که زنگ بزنه و فوت، اینقد عقب موندست
تمام حرف های نگفته ام...ما را در سایت تمام حرف های نگفته ام دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 210